قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
539
تاريخ الفي ( فارسى )
أطعنا برآورده موازى هزار و هفتصد مرد از دليران عرب موافقت و متابعت معقل « 1 » اختيار نمودند ؛ از آن جمله ريان بن حمزة الحرمى و ابو الطفيل عامر بن وائلة الكنانى و امثال و اشباه ايشان از مشاهير كوفه همراهى نمودند . و در غرّهء ذى الحجه ايشان از كوفه به جانب مكّه روان شدند و وقت حجّ ايشان فوت شد . امّا يزيد بن شجره از جانب معاويه روز ترويه « 2 » به قضاء عرفات رسيده منادى كرد كه : اى اهل مكّه و ساير حجاج ، كسى را با شما كارى نيست و همه در امن و امانيد ، مگر كسى كه به ما جنگ كند و طريق منازعه پيش گيرد . بعد از آن گفت : اى اهل مكه ! يكى از مشاهير اصحاب مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، را طلب كنيد . گفتند : ابو سعيد خدرى اينجاست . گفت : او را پيش من آريد . برفتند و ابو سعيد را پيش او آوردند . چون ابو سعيد درآمد يزيد بن شجره گفت : اى ابو سعيد ، خداى تعالى تو را بيامرزد . بدان كه من از جهت استمالت خاطر و تأكيد قواعد و تمهيد اساس شرع سيّد المرسلين اينجا آمدهام نه از جهت آزردن دلها و منازعه و خصومت . و اگر خواهم كه امير شما را بگيريم و بند كرده پيش معاويه برم مىتوانم و كسى را مجال آن نيست كه مرا از اين عزيمت منع فرمايد ، و ليكن روا نمىدارم كه در حرم خداى سبحانه و تعالى جنگ كنم و در اين ايّام شريف فتنه برانگيزم . امّا مصلحت آن است كه امير شما ترك پيشنمازى گويد و من نيز امامت نكنم ، بلكه به اتّفاق مردى را نصب كنيم تا امامت كند تا ميان ما منازعه نشود . ابو سعيد گفت : اى يزيد ! خداى تعالى تو را خير دهد ، كه من از جميع اهل شام هيچكس را از تو نيكو اعتقادتر و در رعايت جانب مسلمانان به انصاف تو نمىدانم . پس ابو سعيد نزديك نايب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، قثم بن عباس ، آمد و آنچه يزيد بن شجره گفته بود تقرير كرد . قثم جواب داد كه : ما نيز به اين راضييم . پس بزرگان مكّه ، به اتّفاق ، امامت نماز عيد را بر شيبة بن عثمان العبدى قرار دادند و اقامت مراسم حجّ نيز بر او مقرّر داشتند . چون مردم از اداء مناسك حج فارغ شدند يزيد بن شجره روى به ياران خود آورد و گفت : اى اهل شام ، بدانيد كه خداى تعالى شما را خيرى روزى كرد و شرّ از شما دور داشت . امّا خير شما آن است كه دين شما را از تعرّض كسان علىّ بن ابى طالب و دست ايشان را از تعرّض به شما نگاه داشته . اكنون به سعادت مأجور و مشكور بازگرديد . اهل شام از سخن يزيد خوشحال و مسرور گشته به جانب شام مراجعت نمودند . و معقل بن قيس با لشكر خود از جانب كوفه در رسيد . جماعتى از اعراب او را در راه خبر دادند كه يزيد بن شجره به جانب شام مراجعت نموده رفت . معقل بن قيس راه مكّه بگذاشت و
--> ( 1 ) . ق ، ش : معقل بن يسار . ( 2 ) . ششم ذى حجّه .